اشتباهات رایج والدین در تربیت کودکان

معمولاً والدین سعی میکنند تا در تربیت کودک خود کمترین اشتباه را داشته باشند. اغلب اوقات، آنها فقط به “غریزه والدین” بودن خود تکیه میکنند و به همین خاطر سعی میکنند تا بر کودک خود سختگیری نکنند و بسیاری از مشکلات او را نادیده میگیرند. متأسفانه، بسیاری از ما به طور غریزی قادر به دانستن این حقیقت نیستیم که در موقعیتهای متفاوت در برابر کودک خود چه باید بکنیم و به همین خاطر، همه ما هر از گاهی میتوانیم اشتباه کنیم.
یادگیری غلبه بر این اشتباهات رایج والدین در تربیت کودکان، شما را به سمت یک والد موفق در تربیت و رشد کودک هدایت میکند.
1. تلاش برای رفع مشکلات
بسیاری از والدین به دلیل اینکه در برخی مواقع مشکلات کودک خود را قابل حل نمیدانند و یا به سادگی آنها را میپذیرند، مجبور هستند تا ماهها یا سالها با ناامیدی از رفع مشکل به زندگی خود ادامه دهند. مشکل کودک میتواند مقاومت کردن او برای خواب، بیدار شدنهای مکرر شبانه یا عصبانیتهای مزمن و مشکلات رفتاری در کودکان سن بالاتر باشد.
با اینکه حل این مشکلات سخت است، اما اکثر مشکلاتی که شما به عنوان والدین با آن روبرو هستید قابل حل هستند و تغییر یا رفع میشود.
هر چند در این وضعیت شما به کمک نیز نیاز خواهید داشت. ممکن است کودک شما با دستورالعمل شما برای حل مشکل کنار نیاید و آن را قبول نکند، اما بهترین کتاب های روانشناسی کودک، وبسایتها و افراد زیادی وجود دارند که میتوانند شما را در چالشهای فرزندپروری راهنمایی کنند. روانشناس کودک و سایر متخصصان سلامت روان در کودکان نیز میتوانند هنگام مواجهه با مشکلات سختتر یا مداوم به کمک شما بیایند.
2. بزرگ کردن بیش از حد مشکلات یا دست کم گرفتن آنها
قبل از اینکه بخواهید مشکلات را برطرف کنید، ابتدا باید بررسی کنید که چه مشکلاتی در کودک شما وجود دارد و وخامت آن چقدر است.
آیا موارد زیر در میان مشکلات بزرگ به شمار میآیند؟
- کودک پیش دبستانی شما گاهی اوقات عصبی میشود.
- کودک 5 یا 6 ساله خود را در حال بازی خطرناک میبینید.
- نوجوان شما شروع به انجام کارهایی میکند که برای آنها محدودیت داشته است، به عنوان مثال زمان بیشتری را دور از خانواده میگذراند یا سعی میکند مستقلتر باشد.
به طور کلی، پاسخ در هر سه حالت منفی است. اینها مسائل سادهای هستند که در واقع اقتضای سن آنها ایجاب میکند تا آنها را انجام دهند. از سوی دیگر، شما نباید مشکلاتی مانند سیگار کشیدن یک نوجوان یا دیدن او در حال سرقت یا تقلب را بی اهمیت بدانید و از کنار آن به سادگی عبور کنید.
3. داشتن انتظارات غیرواقعی
اگر از کارهایی که بچههای شما باید انجام دهند انتظارات غیر واقعی دارید، در واقع این طرز تفکر شماست که میتواند باعث بروز مشکل شود. این اغلب زمانی اتفاق میافتد که والدین از یک کودک 2 ساله که هنوز علاقهای به ورزش ندارد، یا یک کودک 6 ساله که رختخواب خود را خیس میکند یا یک نوجوان بدخلق، ناامید میشوند.
شما باید انتظارات خود را با سن و توانایی کودک خود مطابقت دهید و او را وادار به انجام کارهایی که در توان او نیست، نکنید. این کار و توقع انجام کارهای بزرگ از کودک از سمت شما باعث میشود که کودک نتواند آن را انجام دهد و در پی آن عزت نفس در کودکان کاهش پیدا میکند.
4. متناقض بودن
شیوه تربیت فرزند متناقض میتواند به فرزندان شما آسیب برساند. اگر گاهی اوقات بسیار سخت گیر هستید، اما در مواقع دیگر بسیار آرام هستید و همه چیز را آسان میگیرید، این باعث میشود که کودک شما دچار دوگانگی شود و به همین خاطر نمیتواند شما را به عنوان فردی که قرار است تربیتاش کند قبول کند. از این رو، کودک شما دیگر به حرفهای شما اهمیت نمیدهد و کارهایی که از او میخواهید را عملی نمیکند.
به عنوان مثال، یک روز کودک شما اجازه دست زدن و بازی با موبایل را ندارد و مدیریت استفاده از موبایل و تبلت برای کودکان را در آن روز به خوبی انجام میدهید. اما روزی دیگر حوصله ندارید و میخواهید کودک شما به هر طریقی سرگرم شود و موبایل را در اختیار او قرار میدهید. این یعنی تناقض و دوگانگی در تربیت که به هیچ عنوان توصیه نمیشود و در میان اشتباهات رایج والدین در تربیت کودکان به شمار میآید.
5. نداشتن قوانین یا تعیین محدودیت
ممکن است فکر کنید وقتی به کودک خود اجازه میدهید هر کاری را انجام دهد به او خوبی و لطف میکنید، اما اکثر کودکان خردسال حتما باید محدودیتهایی داشته باشند و والدین هستند که باید این محدودیتها را برای آنها مشخص کنند. داشتن قوانین، تعیین محدودیت، روتین روزانه و ارائه انتخابهای محدود به کودک شما کمک میکند تا بداند در طول روز چه کاری را اجازه دارد انجام دهد و انتظارات آن شکل منظمی میگیرد.
6. جنگ و کشمکش
دکتر روبرت مک کنزی در کتاب “تعیین محدودیت با فرزند قوی خود”، جنگ و کشمکش را “رقص خانواده” توصیف میکند که در آن میتوانید “در الگوهای مخرب ارتباطی گیر کنید”. صحبت ما درباره تنبیه فیزیکی نیست، اما مقابله با کودک میتواند اشکال دیگری داشته باشد، مانند عصبانی شدن، فریاد کشیدن و تکرار این موارد به صورت روزانه و بارها.
دعوا یا مشاجره با بچهها به آنها این قدرت را میدهد که برای تکرار این رفتار با شما دوباره تلاش کنند، چرا که آنها این توانایی را دارند.
دعوا و کشمکش به جای رفع مشکل در کودک باعث میشود که در دایرهای بیفتید که هیچ پایانی ندارد و در واقع این رفتار میتواند تربیت کودک شما را نیز بدتر کند.
7. تغییر ندادن رفتاری که اثربخشی ندارد
تشخیص ندادن یا تغییر ندادن تکنیکهای ناکارآمد تربیت فرزند، تقریباً به اندازه تلاش نکردن برای رفع مشکلات، یک مشکل بزرگ است. آیا کاری که انجام میدهید کارآمد است؟ به عنوان مثال، ممکن است فکر کنید که زدن کودک یکی از روشهای درست تربیتی است، اما اگر مجبورید هر روز از آن برای اصلاح مشکل یا رفتار مداوم کودک خود استفاده کنید، باید عنوان کنیم که روشی نیست که شما از آن جواب گرفته باشید. یا اگر روتین قبل از خواب کودک شما شامل بلند شدنهای مکرر از تختخواب میشود و خوابیدن کودک شما یک ساعت طول میکشد و صبح روز بعد کودک شما خسته و کسل است، به احتمال زیاد به روش جدیدی برای کمک به کودک برای خوابیدن نیاز دارید.
اینها اشتباهات رایج والدین در تربیت کودکان هستند که باید آنها را کنار بگذارید. اما اگر نمیتوانید این کار را انجام دهید و باز هم به تکرار آن اصرار دارید، پیشنهاد ما به شما مطالعه و مراجعه به روانشناسان کودک برای مشاوره است.