دلایل شیطنت در کودکان چیست؟

کودکان از رفتار خود برای نشان دادن احساسات و افکارشان استفاده میکنند. اغلب، آنها آن مواردی را که قادر به بیان نیستند را از طریق رفتار خود نشان میدهند. زمان تعیین استراتژی تربیتی و رفتاری خود با کودکتان، علت اصلی و احتمالی مشکل رفتاری را در او در نظر داشته باشید. در این مقاله برخی از عوامل شیطنت در کودکان را بررسی خواهیم کرد که به شما کمک میکنند در مقابل آنها بهتر رفتار کنید.
آنها توجه میخواهند
وقتی والدین با تلفن صحبت میکنند، در حال معاشرت با دوستان و خانواده هستند، یا مشغولیتهای دیگری دارند، بچهها احساس میکنند که کنار گذاشته شدهاند. در این هنگام آنها شروع به رفتارهای همراه با عصبانیت، ناله کردن، یا کتک زدن خواهر یا برادر خود میکنند تا جلب توجه کنند.
حتی اگر این توجه منفی باشد، بچهها همچنان دوست دارند تا این رفتار را از خود نشان دهند. نادیده گرفتن رفتار منفی و تمجید از رفتارهای مثبت آنها، یکی از بهترین راهها برای مقابله با رفتارهای توجهجویانه کودک است.
در حال تقلید کردن هستند
بچهها با تماشای دیگران یاد میگیرند که چگونه رفتار کنند. بچهها چه رفتار نامناسبی از همسالان خود در مدرسه ببینند و چه چیزی را که در تلویزیون ببینند، سریع آن را کپی میکنند و در واقع، همان چیزی را که میبینند تکرار میکنند.
قرار گرفتن فرزندتان در معرض رفتارهای پرخاشگرانه در تلویزیون، بازیهای ویدیویی و زندگی واقعی را محدود کنید. برای آموزش رفتار مناسب در موقعیتهای مختلف به فرزندتان، الگوی رفتاری سالم را به آنها نشان دهید.
برای آزمایش محدودیتها است
وقتی قوانینی را وضع میکنید و به بچهها میگویید که مجاز به انجام چه کارهایی نیستند، آنها اغلب میخواهند ببینند که آیا شما جدی هستید یا خیر. آنها محدودیتها را آزمایش میکنند فقط برای اینکه بفهمند وقتی قوانین را زیر پا میگذارند چه عواقبی در انتظار آنها خواهد بود.
محدودیتهایی برای کودک خود تعیین کنید که واقعی باشند و در صورت انجام آنها به صورت کاملا واقعی عواقب داشته باشند. اگر بچهها متوجه شوند که با انجام کاری تنبیه یا عواقبی در انتظار آنها نیست، وسوسه میشوند آن را امتحان کنند. اگر به آنها نشان دهید که هر بار که یک قانون را زیر پا بگذارند، پیامد منفی دریافت خواهند کرد، متوجه میشوند که آن کار را نباید انجام دهند.
آنها مهارتی ندارند
گاهی اوقات مشکلات رفتاری ناشی از کمبود مهارت است. کودکی که فاقد مهارتهای اجتماعی است ممکن است کودک دیگری را به دلیل اینکه میخواهد با یک اسباب بازی او بازی کند، بزند. کودکی که فاقد مهارت حل مسئله است، ممکن است اتاق خود را تمیز نکند، زیرا نمیداند که وقتی اسباب بازیها در جعبه اسباب بازی جا نمیشوند، چه کاری باید انجام دهند.
وقتی فرزندتان بدرفتاری میکند، به جای اینکه فقط او را تنبیه و دعوا کنید، به او بیاموزید که چه کاری انجام دهد. به آنها راههای جایگزینی برای بدرفتاری نشان دهید تا بتوانند از اشتباهات خود درس بگیرند.
- بیشتر بخوانید: مهارتهای اجتماعی که باید آنها را به کودکان خود آموزش دهیم
میخواهند استقلال خود را نشان دهند
همانطور که کودکان در سنین بالاتر یاد میگیرند که کارهای بیشتری را به تنهایی انجام دهند، اغلب میخواهند مهارتهای جدید خود را به رخ بکشند. در برخی سنین، کودکان بسیار علاقه دارند تا استقلال خود را نشان دهند. آنها ممکن است بیشتر بحث کنند و ممکن است گاهی اوقات رفتار غیرمحترمانهای نشان دهند.
نوجوانان ممکن است برای اینکه به بزرگسالان نشان دهند که میتوانند خودشان تصمیم بگیرند، سرکش میشوند. آنها ممکن است عمدا قوانین را زیر پا بگذارند و سعی کنند به بزرگسالان نشان دهند که نمیتوان آنها را مجبور به انجام کارهایی کرد که نمیخواهند انجام دهند.
به فرزندتان قدرت انتخاب دهید. از کودک خود بپرسید: “آب میخواهی یا دوست داری شیر بخوری؟” به نوجوان خود بگویید: “این شما هستید که تصمیم میگیرید چه زمانی کارهایتان را انجام دهید و به محض اینکه کارهایتان انجام شد، میتوانید با وسایل بازی خود سرگرم شوی.” دادن آزادی متناسب با سن، نیاز کودک شما به مستقل بودن را برآورده میکند.
آنها احساسات زیادی دارند
گاهی اوقات بچهها نمیدانند که با احساسات خود چه کنند. آنها ممکن است به راحتی احساس عصبانیت کنند و در نتیجه ممکن است پرخاشگر شوند. آنها حتی ممکن است زمانی که احساس هیجان، استرس یا بیحوصلگی میکنند، رفتارهای عجیبی از خود نشان دهند.
بچهها باید راههای سالمی برای مقابله با احساساتی مانند غم و اندوه، ناامیدی و اضطراب بیاموزند. احساسات را به بچهها آموزش دهید و راههای سالمی برای مدیریت احساسات به آنها نشان دهید تا از بدرفتاری آنها جلوگیری کنید.
وقتی کودکان کنترل بهتری بر احساسات خود داشته باشند، میتوانند از مهارتهای مقابلهای سالم برای مقابله با احساسات خود استفاده کنند. به جای رفتار نادرست برای ابراز احساسات، با رفتار مناسب به کودک خود نشان دهید که تمام این احساسات امری متداول هستند و تنها باید در مقابل آنها آرام بود.
آنها نیازهای برآورده نشده دارند
هنگامی که کودک احساس گرسنگی، خستگی یا بیماری میکند، اغلب رفتارهای نادرست از خود نشان میدهد. اکثر کودکان نوپا و پیش دبستانی در برقراری ارتباط با آنچه نیاز دارند خوب نیستند. در نتیجه، اغلب از رفتار خود برای نشان دادن نیازهای برآورده نشده استفاده میکنند.
والدین میتوانند با جستجوی نیازهای برآورده نشده از مشکلات رفتاری در کودکان جلوگیری کنند. به عنوان مثال، کودک نوپای خود را پس از چرت زدن و زمانی که میان وعدهای در دست دارید، به خرید ببرید. از کودک خود بپرسید که چه احساسی دارد و به دنبال نشانههایی باشید که ممکن است ناشی از برخی نیازهای برآورده نشده باشند.
برای اعمال قدرت و کنترل است
نیاز به قدرت و کنترل اغلب باعث بدرفتاری میشود. گاهی اوقات رفتار سرکش و بحث برانگیز زمانی در کودکان رخ میدهد که کودک تلاش میکند تا کنترل خود را روی دیگر افراد نشان دهد.
هنگامی که مشکلات رفتاری در کودکان ناشی از تلاش کودک برای کنترل است، ممکن است جنگ قدرت رخ دهد. یک راه برای جلوگیری از این امر این است که به کودک دو انتخاب بدهید. به عنوان مثال، بپرسید “آیا ترجیح میدهید اتاق خود را اکنون تمیز کنی یا بعد از پایان این برنامه تلویزیونی؟” این میتواند بسیاری از بحثها را کاهش دهد و احتمال پیروی کودک از دستورالعملها را افزایش دهد.
آنها بدرفتاری را یاد گرفتهاند
یکی از سادهترین دلایلی که کودکان بدرفتاری میکنند، این است که پی بردند این رفتار کارساز است. اگر زیر پا گذاشتن قوانین باعث شود که آنها را به آنچه میخواهند برسند، به سرعت متوجه میشوند که رفتار نادرست برای آنها کارساز است.
به عنوان مثال، کودکی که تا زمانی که والدینش تسلیم نشوند، ناله میکند، یاد میگیرد که ناله کردن راهی عالی برای به دست آوردن هر آنچه میخواهد است. یا زمانی که کودک در فروشگاهی عصبانی میشود و والدینش برای او اسباببازی میخرند تا از جیغ زدن دست بردارد، یاد میگیرد که عصبانیتهای خلقی برای او کار میکند.
در انجام و یادگیری رفتارهای نامناسب در کودکان دخیل نباشید. در حالی که تسلیم شدن یا عقبنشینی ممکن است زندگی شما را در لحظه آسانتر کند، در نهایت به فرزندتان آموزش میدهید که قوانین را زیر پا بگذارد.
آنها مشکلات اساسی بهداشت روانی دارند
گاهی اوقات کودکان مشکلات روانی اساسی دارند که باعث بروز مشکلات رفتاری میشوند. برای مثال، کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی – بیشفعالی، رفتار نامناسبی دارند و در پیروی از دستورالعملها مشکل دارند. اضطراب یا افسردگی زمینهای نیز میتواند به مشکلات رفتاری کمک کند.
یک کودک مضطرب ممکن است از رفتن به کلاسهایی که او را عصبی میکند اجتناب کند. یک کودک افسرده ممکن است تحریکپذیر باشد و انگیزهای برای انجام کارهای خانه یا تکالیف مدرسه نداشته باشد.
اگر مشکوک هستید که کودک شما ممکن است یک مشکل زمینهای سلامت روان یا اختلال رشد داشته باشد، با پزشک اطفال صحبت کنید. ارزیابی کودک توسط یک متخصص بهداشت روان آموزش دیده ممکن است برای تعیین اینکه آیا مسائل عاطفی زمینهای در کودک شما وجود دارد که به مشکلات رفتاری کمک میکنند، ضروری باشد.
- بیشتر بخوانید: لجبازی در کودکان، چطور با آن برخورد کنیم؟